قهرمان ميرزا عين السلطنه

4974

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

سوسياليست آن هم بالاخره راضى به متاركه و اصلاح نشدند و ريكا سقوط كرد بولشويكها قوت گرفتند . از آنجا كه مجلس مؤسسان هم انعقاد مىيافت و ترسيدند آن مجلس هم رأى و تصميم به جنگ با آلمان بدهد زود قوه فراهم نموده بر كرنسكى و دستهء او فايق آمده دولت را به دست خود گرفته فورا حكم متاركه دادند . ليكن هنوز دستهء مخالف آن و قسمت بزرگ ملت روسيه اين هيئت را به فرمانفرمائى نمىشناسد و راضى به صلح و متاركه نيست . دول متفقه هم كه اعتنا نكردند . چه پيش آيد و چه شود لامعلوم است . چيزى كه معلوم است نهب و غارت ، آدم‌كشى ، چپاول ، بىاحترامى به ناموس مردم ، گرسنگى ، نداشتن پول است . يك تلگراف رويتر در اين جرايد اعلان مىدارد كه اسامى حقيقى لنين و تروتزكى و سايرين اين نيست كه مشهور است بلكه اسم حقيقى لنين سدر بلوم Ceder Blum و اسم تروتزكى برونشتين Braunstein است ، همين‌طور سايرين و هيچ‌يك از اين اسامى روسى نيست . مىخواهد بفهماند كه اينها مبلغين آلمانى و از نژادهاى ديگر هستند . نيات انقلابيهاى روس سابقا از روزى كه انگليس و فرانسه خواستند آزاد شوند تا برسيم به دولت ايران و عثمانى فقط يك كلمه حرف مىزدند كه بايد اختيارات نامحدود شخصى سلطنت را محدود كرد و نبايد زير بار ظلم و احكام يك نفر هواپرست بود . اين اختيارات را بايد به دست جمعى از مبعوثين و منتخبين ملت داد آن هم به شرط آن‌كه چندسال يك مرتبه تغيير كند . اما حالا اين ممالكى كه آزاد مىشوند مثل روس ، مثل چين صد حرف مىزنند كه هنوز در انگليس در فرانسه و امريكا هم اين حرفها زده نمىشود مگر در پرده . دو ثلث خاك بريتانياى كبير محل تفرج و شكارگاه متمولين است روسيه مىخواهد اراضى پهناور عريض و طويل خودش را تقسيم كند . اين است كه انقلاب و اغتشاش و به اصطلاح حالا آنتريگ ، عدم رضايت مردم زياد مىشود كه آن اصل مطلب هم از ميان مىرود . آرزوى مردم روس اين بود دوماى آنها اختياراتش زياد شود ، وزراء مملكت مسؤول مجلس دوما باشند . پس از آن‌كه آن امپراطور احمق به‌جاى اعطاى آنها خودش استعفا داد و محبوس شد آرزو و مرام و آمال اهالى روس نامحدود گرديد . هركس هرجا نشسته بود يك درخواستى ، يك خواهشى كرد . ممالك آزادى داخلى را خواستند ، حتى تركستانيهاى وحشى . به آن هم راضى نشده آزادى و استقلال خارجى هم خواستند . رعايا و زارعين تقسيم اراضى ، عمله‌جات ازدياد مزد و كسر ساعت كار ، بالاخره خود كارخانجات به ما برگذار شود . فقراى مملكت مساوات كلى و تقسيم اموال ملاكين و صاحبان كارخانه و